على غضنفرى
76
مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)
آنان پارسايان بسيارى هستند ، به جرم نپذيرفتن كسى از ياران پيامبر به عنوان خليفهى وى و البته با مبنايى برهانى كه خليفه بايد منسوب از سوى خدا و رسول باشد و به نظريههاى مردم واگذار نمىشود ، روا نيست . نهايت اين است كه اينان اجتهاد كردهاند و مطابق نظر بزرگان اهل سنت ، بر مجتهد باكى نيست . ابن حجر ، ابن عبد البر و . . . گفتهاند كه به مجتهد در امور اجتهادى تعرض نشود . « 1 » شوكانى در « ارشاد الفحول » مىگويد : آنان كه در جنگها و فتنهها شركت داشتهاند ، اجتهاد كردهاند ؛ اگر خطا رفتهاند ، معذورند و اگر درست رفتهاند ، مأجورند بلكه خطاكاران هم مأجورند . اما ما وقع بينهم من الحروب و الفتن فتلك امور مبنية على الاجتهاد و كل مجتهد مصيب او مصيب واحد ( و المصيب واحد ) و مخطىء معذور بل مأجور . « 2 » 6 - قرآن و سنت پيامبر از اتهام كفر نسبت به كسى كه شهادتين را بر زبان آورده است ، بيزار است . مگر نه اين است كه قرآن به صراحت مىفرمايد : به كسى كه ادعاى اسلام دارد ، اتهام كفر و شركزده نشود . . . . وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا . . . « 3 » « . . . و به خاطر اينكه غنايمى به دست آوريد ، به كسى كه اظهار صلح و اسلام مىكند ، نگوييد : مسلمان نيستى . » مرداس بن نهيك در ميان اقوام خود مسلمان شده بود ، وقتى سپاهى از سوى
--> ( 1 ) - ر . ك : فتح البارى ، ج 13 ، ص 130 ؛ الكافى ، ص 115 . ( 2 ) - ارشاد الفحول ، ج 1 ، ص 247 . ( 3 ) - نساء ، 94 .